در نیمه دوم قرن بیستم، جهت گیری جدیدی در سیاست خارجی برخی از دولتها و نیز الگوی نوینی در سیاست بین الملل ظاهر شد که به عدم تعهد یا عدم وابستگی شهرت یافته است. کشورهای عضو این جنبش که طعم تلخ استعمار و آثار زیانبار آن همراه با استثمار و جنگ های خانمان سوز جهانی را تجربه کرده بودند، گرد هم آمدند تا " جنبش عدم تعهد " را بر اساس نفی هرگونه وابستگی به دو بلوک شرق و غرب بنیان نهند.
این نهضت بدون اینکه درصدد ایجاد بلوک جدیدی باشد، کوشیده است تا بلوک بندی ها را از بین ببرد و راهی مستقل و واقع بینانه که متضمن استقلال کشورهای عضو نهضت باشد، برگزینند. جمهوری اسلامی ایران که اصل اساسی سیاست خارجی خویش را بر اصل " نه شرقی نه غربی " بنیان نهاده است، طبعا به این نوع نگاه در سیاست بین الملل بسیار احساس قرابت می کند و قطعا بایستی از این فرصت ( ریاست جنبش به مدت سه سال) برای بهبود هرچه بیشتر اهداف آن، به نفع بسط عدالت جهانی بکوشد.
در کنفرانس 1973 غیرمتعهدها که در الجزایر گشایش یافت شرایط مقدماتی عضویت در جنبش بدین شرح تعیین گردید:
1-عدم تعلق به هیچ یک از اتحادیه های نظامی
2-تعقیب سیاستی بر اساس اصل همزیستی مسالمت آمیز
3-کمک به جنبش های آزادی بخش
4-عدم واگذاری پایگاه های نظامی به قدرت های جهانی
5-عدم انعقاد قراردادهای دو و چندجانبه کمکهای نظامی با ابرقدرتها
از سالهای نخستین تشکیل جنبش عدم تعهد تا کنون ابرقدرتها کوشیده اند از یکپارچگی و وحدت کامل میان اعضای آن جلوگیری به عمل آورند، زیرا استراتژی مذبور از سوی بسیاری از کشورهای جهان سوم با سیستم موازنه قدرتی که ابرقدرتها خواهان آن بودند جدایی داشت. به تعبیر دیگر کشورهای قدرتمند سعی داشتند با متعهد کردن سایر کشورها به خود به نحوی بتوانند از آنها در جهت منافع خویش سود برند و استراتژی عدم تعهد خلاف این رویه را در پیش رو داشت.
جنبش عدم تعهد در دور نگه داشتن بسیاری از کشورهای عضو از رقابت قدرتهای بزرگ، موفقیت شایانی داشته است، به طوری که می توان گفت عدم همکاری دولتهای غیرمتعهد در چهارچوب اتحادیه های نظامی با ابرقدرتها، باعث کاهش قابل توجه تشنجات بین المللی شده است و در بسیاری از موارد جنبش توانسته است تنش زدایی را جایگزین جنگ سر کند.
جنبش عدم تعهد که هم اکنون دو سوم کشورهای عضو سازمان ملل را شامل می شوند، در مجمع عمومی سازمان ملل نیز به عنوان اهرم فشاری در این نهاد بین المللی به شمار می روند. امضای قطعنامه ای از طرف این جنبش بر حقانیت جمهوری اسلامی مبنی بر استفاده از انرژی هسته ای در قالب ان پی تی، یکی از این اهرم فشارها بر غرب محسوب می شود.
اماّ با تمامی این محسنات، جنبش عدم تعهد نتوانسته است اصولی که خود به صورت جهت گیری سیاست خارجی از آن یاد می کند، به عرصه عمل وارد آورد. این ناکامیها به طور عمده معلول عوامل زیر است که جمهوری اسلامی ایران باید در طی این سه سال مدیریتش در اصلاح هر چه بیشتر آنها بکوشد:
1-وجود گروه بندی های داخلی
وجود گروه بندی هایی در داخل جنبش مانند گروه های آفریقایی، عربی، اسلامی و ... در غیرمتعهدها سبب شده این جنبش نتواند به وحدت نظر و اتخاذ استراتژی مشترکی در قبال قدرتهای بزرگ دست یابند. این وضع ( منافع محلی و گروهی ) سبب شده که منافع عمومی و همگانی اعضا و به تبع آن منافع کل نهضت تحت الشعاع قرار بگیرد.
2-ترکیب ناهمگون اعضا
در میان اعضای جنبش دولتهایی با ساختارهای گوناگون سیاسی، ایدئولوژیک، اقتصادی، ازدولتهای اسلامی گرفته تا کمونیستی و سرمایه داری با درجه های متفاوت از پیشرفت و عقب ماندگی، گرد هم جمع شده اند که تصمیم گیری مشترک و اتخاذ یک رویه سیاست خارجی را با مشکل روبرو کرده است.
3- نبودن ضمانت اجرا
با وجود آنکه دیدگاهها و استراتژی های دولتهای عضو عدم تعهد به صورت قطعنامه صادر می شود، عملا این قطع نامه ها فاقد ظمانت اجرا هستند. در پیکره جنبش سیتم نظارتی ای وجود ندارد که از کشورهای عضو بخواهد قطعنامه های مصوب این جنبش را عملی سازند و هیچ سازکار تنبیه یا تشویقی برای عاملین و یا ناقضین قوانین وجود ندارد.
4-نفوذ قدرتهای بزرگ
اِعمال نفوذ قدرتهای بزرگ از عوامل عمده ناکامی اعضای جنبش غیرمتعهد در دستیابی به هدفهایشان بوده است، زیرا هر یک از قدرتها سعی دارد از طریق تقویت جناحهای داخل جنبش نظرهای خود را به جنبش القا کنند. مصداق بارز این آفت را در عدم شرکت برخی از کشورهای عضو در نشست تهران می شود دید. این کشورها علی رغم اینکه متعهد شده اند تحت تاثیر قدرتها نباشند، امّا تحت فشار آمریکا، نتوانسته اند در اجلاس شرکت کنند یا اگر شرکت کرده اند در سطح پایین مثل سفیر یا معاون وزیر شرکت جسته اند. مصداق دیگر کشورهای عربی هستند که دقیق درخلاف جهت استراتژی عدم تعهد، که به آنها می گوید نباید با قدرتها پیمان نظامی داشته باشند، عمل کرده اند و در کشورشان پایگاه های نظامی آمریکا حضور فعال دارد و از طرف دیگر مجری طرح های واشنگتن در خاورمیانه هستند.
جمهوری اسلامی ایران باید در درجه اول زمینه یک تصفیه کامل در میان اعضای جنبش را فراهم آورد تا دولتهایی که به نوعی به ابرقدرتهای ظالم و ستمگر وابستگی دارند کنار گذاشته شوند. در این راستا جنبش نباید کیفیت را فدای کمّیت کند و به داده های سیاست خارجی و نیز رفتار کشورهای عضو دقت نظر داشته باشد نه فقط به تعداد اعضای آن.
برای نیل به این هدف ابتدا باید شرایط و معیارهای جدی و دقیق برای پیوستن دولتها به جنبش عدم تعهد معین شود و سپس هر چندسال یکبار ارزیابی دقیقی از سیاست خارجی اعضا به عمل آورده شود.